اگر فرض کنیم که تمامی نتایج بدست آمده در انتخابات دهم صحیح است و در آنها تشکیکی نکنیم آنگاه استبعادی ندارد که بپذیریم :
1- مردم در سی سالة اخیر – بویژه پس از جنگ – روز به روز مادّی تر شده اند. این سخن تنها به این معنی نیست که مردم تمایل دارند که از موهبات مادی بهره مند شوند بلکه بیشتر به این معنی است که آنها تمامی معادلات خود را به میزان بهره مندی از منافع مادی تنظیم می کنند.
آقای احمدی نژاد با تشخیص این نکته در چهار سال گذشته همّ خود را در بهره مند سازی مادی مردم معطوف کرد و مردم نیز ایشان را به همین جهت مورد توجه قرار دادند. در چهار سال گذشته هیچ نمودار جدی و واقعی از رشد معنوی مردم قابل نمایش نیست.
از شروع نامزدی آقای احمدی نژاد برای ریاست جمهوری (از سال 1384) پمپاژ عقایدی در چگونگی بهره مندی مادی مردم شروع می شود و تا این انتخابات ادامه می یابد. حتی سفرهای استانی ریاست جمهوری هم اغلب با جهت گیری هموار ساختن امر بهره مندی مردم از منافع مادی صرف، در دستور کار بوده است.
کلیه تصمیمات دولت اعم از تزریق نقدینگی به جامعه، راه اندازی پروژه هایی که اغلب هیچگاه به نتیجه نرسیدند، مسکن، تأسیس صندوق های مالی، افزایش حقوق ها و انواع وام ها و ... که در نتیجه به تورم بالا و افزایش نجومی قیمت ملک و مسکن انجامید همگی در چهار چوب تأمین چنین خواسته ای بود.
این موج همچنان وجود دارد و به طرق مختلف تقویت می شود. دولت حتی در برخورد با مخالفین سیاسی خود نیز از چنین شگردی بهره گرفته است. مخالفت با آقای هاشمی و دیگران به منظور تشدید این تقاضا و القای این بود که ایشان می کوشند موانع بهره مندی مادی مردم را معرفی کنند؛ چرا که چنان مردمی تنها با چنین زبانی حاضر به مقابله با مخالفان سیاسی ایشان خواهند بود.
آقای احمدی نژاد ثابت کردند که برخلاف ادعای سردمداران حکومتی، مردم طی سی سال گذشته علی رغم تمامی تمهیدات حکومت برای دینی نگاه داشتن آنها، بندة زر هستند!
2- اینکه مردم منافع مادی خود را ارجح می دانند کافی نیست چرا که تا حدودی این تمایل شناخته شده است؛ بلکه نکتة مهمتر این است که مردم برای معنویات هیچ جایگاهی قائل نیستند.
شاید یکی از شاخص های سقوط معنویت در مردم در انتخابات دهم عدم توجه به محسن رضایی به عنوان تبلور معنویت عقیدتی و مبارزه با دشمن دین و دنیای مردم – صدام – باشد. اگر در سال های جنگ به زور تبلیغات سعی می شد کسانی به عنوان ایده آل های مبارزه و تجسم معنویت دینی صورت اسطوره ای بیابند (که محسن رضایی در میان زندگان و شهید همت و امثال ایشان در میان شهدا مظهر آن معرفی می شدند) معلوم شد که چنین نبوده است چرا که با قطع آن تبلیغات و ارائه بسته بندی جدید توسط رییس جمهور به عنوان تأمین کنندة منافع مادی، معلوم شد که تمایل مردم به کدام سمت است. ( به حمایت خانوادة شهدای بزرگ جنگ از رضایی و موسوی و عدم توجه مردم به آن ها دقت کنید.)
در گذشته وقتی مردم تاریخ اسلام می خواندند همواره در خیال خود حق را به علی (ع) می دادند و از معاویه ابراز انزجاز می کردند. هیچگاه شرایطی فراهم نشده بود که بدانند در عمل و در واقعیت آیا می توانند علی وار باشند یا خیر. آقای احمدی نژاد این شرایط را فراهم کردند و با دمیدن در شیپور خواستة مادی و در لباس یک دین دار رودربایستی مردم را از حقیقت امر زدودند و اینک مردم به راحتی و قربه الی الله نه فقط منافع مادی خود را پی می گیرند بلکه بر این امر افتخار هم می کنند و مهمتر اینکه بدان اکتفا نکرده گناهان کبیره ای مثل دروغگویی، غیبت و تهمت را ندیده می گیرند.
نتیجه انتخابات (به زعم این آقایان ) نشان می دهد لااقل 24 میلیون نفر آدم عاقل و بالغ و در سنین رأی دهندگی بدین کبائر بی اعتنا بوده اند و مهمتر اینکه نه تنها بی اعتنا بوده اند بلکه بر آن لباس دین پوشانده و با حضور میلیونی خود چنین دینی را بر سایر برداشت ها ارجح دانسته اند! و اگر می بینید که بسیاری از بزرگان و مراجع دینی نتوانسته اند این استقبال را برتابند و به دولت جدید تبریک بگویند شاید به این خاطر باشد که مردم چنین دینی را می پسندند. دینی که در آموزه های رسمی جایگاهی ندارد.
اگر نتایج این انتخابات به گفتة مسئولان تأییدی بر حکومت بوده است، در ضمن بیانگر این نیز بوده است که مردم برداشت حکومت از دینی را که نمی تواند پاسخگوی منافع مادی مردم باشد، نمی خواهند.
مردمی که طی سی سال گذشته مدام از دین شنیده اند، در این انتخابات نشان دادند که تعبیر خاصی از دین را می پسندند که مانع دستیابی به منافع مادی شان نباشد و در این مسیر حتی به سایر ارزشهای ملی و دینی مثل استقلال واقعی و عدم امتیاز به خارجی چندان اعتنایی ندارند؛ و این یعنی شکست ادعاهای سردمداران حکومتی در القای این نکته که مردم دین را به همه چیز ترجیح می دهند!
با این مقدمه باید گفت که، اگر بلافاصله بعد از انقلاب جنگ درگرفت و به دلیل شرایط جنگی منافع مادی مردم درست تأمین نشد اکنون اگر جنگی دربگیرد چون همگی به دنبال بهره ای مادی هستند حتماً زخمی و معلول و اسیر و شهید بودنشان باید ما به ازای مادی مشخصی داشته باشد. (و البته طی سال های گذشته تا حدودی این ما به ازاها را شناخته اند و حتماً به فرمان کسی به میدان خواهند رفت که برای این ما به ازا ها تعریف مادی بیشتری داشته باشد.)
با توجه به دو نکته فوق باید اندیشید که چه شده است که برخلاف آموزه های رسمی دینی و تبلیغات حکومتی مردم چنین شده اند؟ در جستجوی پاسخ این پرسش حتماً این نکته نیز جلب توجه می کند که مسئولان حکومتی چگونه است که به آب و آتش می زنند تا این نتیجه را موجه کنند؟ آیا همچون کسی هستند که بر سر شاخ بن می برند یا اصولاً استحاله ای در نظرگاه حاکمان از دین، مردم و سیاست رخ داده است؟
اگر اوضاع چنین بماند آیا مطمئن هستید که فردا فرزندانمان در مقابل پرسش میان علی (ع) و معاویه، علی (ع) را انتخاب کنند؟